|
گوهرتپه (شهر سوخته)
گوهر تپه (شهر سوخته) در2 کيلومتري شمال غربي رستم کلا از توابع شهرستان بهشهر واقع است. محققان از طریق کتابهايي چون اشرف البلاد و از آستارا تا استرآباد و گزارشات مردمی متوجه شدند این منطقه دارای آثار باستانی می باشد.حالت پلکانی این مکان اولین چیزی است که توجه هر بيننده اي را به خود جلب می کند. به گفته کارشناسان هر طبقه نشانه یک دوره از زمان است. هرچه به طبقات پایین تر می رویم قدمت مکان ببیشتر می شود. برای انجام کاووشها اگر می خواستیم به طبقه زیرین نفوذ کنیم باید لایه های بالاتر را از بین می بردیم تا به طبقات پایین تر برسیم. به همین دلیل برای خسارت کمتر به بقایای لایه های بالاتر از این روش استفاده کرده اند. مسئله دیگر اینکه این تپه انسان ساز است. یعنی با گذشت زمان مردم ساکن با از بین رفتن مکانهای قبلی به مکانهای بالاتر آمده اند.در بررسی ها و حفاری هایی که انجام شد آثار و اسکلت هایي بدست آمد كه نشان می دهد این مکان در عصر نوسنگی شکل زندگی روستا نشینی داشته و در دوره برنز و مفرغ مورد توجه قرار گرفته و حالت شهر نشینی پیدا کرده است . احتمالا تا دوره برنز میانی فضای مسکونی و محل دفن در یک مکان بود.اما در دوره برنز متاخر(4000 سال قبل) ,هم از وسعت شهر کاسته شد و هم قبرستان را به خارج از فضای مسکونی انتقال دادند.در بین دوره برنز و آهن حدود 200 سال این منطقه خالی از سکنه شد و در عصر آهن قبرستان را به خارج از مکان مسکونی بردند و مکان دارای سراشیبی را برگزیدند تا شاهد نفوذ آب نباشند.با بررسی اسکلت ها متوجه شدند نیمی از افراد دفن شده در این منطقه مهاجر و نیم دیگر بومی بودند.قدیمی ترین تدفین این مکان مربوط به 4 تا 5هزار سال قبل است.اسکلت زنی با دستبندی مفرغی . ظاهراً تمامی این اجساد با مرگ طبیعی مرده اند.البته در سایت جدید درپایین ترین لایه احتمال می رود سقف بر سر مردم آن فرود آمده است زيرا اجساد یافت شده به شکل جنینی یا چمپاتمه ای یا حالت آرامش قرار دارند.دو نمونه تدفین غیر جنینی در این مکان یافت شد.یکی مربوط به اسکلت زن و مرد ودیگری مردی به حالت طاقباز.میانگین قد اسکلت ها 80/1 تا 75/1 بوده و میانگین سن آنها 30 تا 35 سالگی است.دو الی سه تدفین بالای 40 سال و یک بچه 8 الی ده ماهه را شاهد هستیم.دندانهای بیشتر اسکلت ها سالم بوده و نشان می دهد اکثرا در میانسالی فوت کرده اند.طبق نظر کارشناسان ، دختران در این شهر در سنین بسیار پایین فوت کرده اند. تدفین های خمره ای هم در این مکان یافت شده که یا به دلیل بیماری یا به دلیل بحث عاطفی بوده . ابزار کنار اجساد نشان از طبقه اجتماعی آنان دارد.مثلا اسکت دختری 18 ساله که به صورت خمره دفن شده فقیر بوده زیرا در کنار او هیچ چیزی خاک نشده بود. ولي اسکلت خانمی را می بیند که با گیره مو و شمعدانی ها، انگشت دانه و.. خود دفن شده که نشانه ثروتمندی اوست. اشياي پيدا شده در گوهر تپه درگوهر تپه هم ظروف دست ساز و هم ظروف چرخ ساز یافت شد . ظروف سیاه رنگ و قرمز رنگ ؛ ظروف نوک منقاری یا آب ریز که مخصوص تدفین بود و کاربرد روزانه آن جهت تصفیه مایعات بوده؛ ظروف دسته دار مخصوص آب و غذای پس از مرگ؛ خمره که به عنوان منبع ذخیره سازی غذا استفاده می شد؛ ظروف عود سوز که برای هدیه کاربرد داشت؛ جام می و پیمانه؛ ظروف پخت و پز و پیمانه های مواد غذایی؛ ظروف منوقش به شکل داغ زده با اشکال هندسی؛ سرنیزه مفرغی؛ تیغه های سنگی که حکم چاقو را داشتند؛ ابزار درو محصولات كشاورزي؛ ابزاری شبیه نوک پیکان؛ قاپ هایی که به عنوان ابزار بازی یا شمارش استفاده می شد؛ قره نی از آلات موسیقی مخصوص مازندران؛ هاون سنگی براي آرد کردن ذرت و ...؛ سنگ صاف برای سابیدن که سطح آن صیقل دارد؛ پاشنه در؛ سنگ های صاف برای تیز کردن ابزار جنگی؛ سنگ های مادر که تیغه های سنگی از آن جدا کرده و بعنوان ابزار برش و درو کاربرد داشتند؛ چند خاک حرارت دیده؛ چند پایه از ظروف سفالی؛ فلاخن سنگی و سفالی؛ دستبند مفرغی؛ گوشواره؛ حلقه مفرغی؛ سنجاق سر؛ مهره های سنگی؛ خنجر مفرغی و آهنی؛ سر نیزه و پیکان مفرغی؛ دوک های سفالی مخصوص نخ ریسی؛ روی کف قبر یکی از اجساد بقایای الیاف یافت شد و روی یکی از خنجرهای مفرغی نیز دو نقاب یکی روی سر و یکی زیر سر اجساد که از جنس مفرغ بوده؛ تکه های سفال به عنوان سفال فرش در مکان ورود به محل زندگی؛ خشت خام؛ یافت شدن جای تیرک هایی که چوب را به شکل عمود در آن می کاشتند؛ تنور؛ آتشکده؛ کارگاه صنعتی مثل کوره ذوب و کوره سفال پزی. کوره ذوب این منطقه احتمالا مربوط به عصر آهن یک است. کوره سفال پزی آن به شکل دو طبقه است که در داخل آن قالب سفال سنگی که به عنوان ورز دادن گل ها استفاده می شد یافت شده است. بهمراه دو یا سه نمونه سفال که هنوز از کوره خارج نشدند. بقایای گیاهاني مثل جو و گندم و بقایای حیواناتي مثل گوسفند، بز، گاو، گوزن، گراز که غذای مردم این منطقه بوده نيز پيدا شده است. چیز جالب دیگری که در تدفین اجساد به چشم می خورد، این است که اجساد را با غذا خاک کردند. در کنار اجساد استخوان حیوانات و دانه های گندم و جو قرار دارد كه نشانه این باور است که مرده ها بعد از مرگ دوباره زنده خواهند شد و به همین علت در کنارشان آذوقه قرار می داند. مورد جالب دیگری که در این مکان دیده می شود، وجود حفره هایي در شهر است كه به باور مردم آن زمان بر مي گردد و آن اين است كه در قدیم معتقد بودن در عیدها اسبی از خاک (همان حفره ها) بیرون می آید و به سمت دریا می رود تا آب بنوشد، اگر کسی این اسب را ببیند و با گِل به او بزند آن اسب به طلا تبدیل می شود. البته این یه باور خرافی است و هنوز به درستی مشخص نشده این حفر ه ها چیست؟! نكته ديگر آنکه با وجود دیوارها، ظروف و... اثری از سقف در این مکان نيست زيرا سقف ساختمانها از جنس نی بوده است و پوسيده و از بين رفته است. كشف پيكره هاي گاو مقدس كاوش هاي باستان شناسی در گوهر تپه به كشف بقاياي چند پيكره گاو که احتمالا براي انجام مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفتند، منجر شد.كاوش هاي باستان شناسي نشان مي دهد كه مازندارن از 400 هزار سال پيش تاكنون محل زندگي بشر بوده و حدود 5 هزار سال پيش شهر نشيني در اين استان به شكوفايي رسيده است. گوهر تپه بزرگترين گواه اين ادعا است. ريتون نوعي پيكره سفالي با فضاي تو خالي است كه در آن مايع مقدس ريخته مي شده و در مراسم مذهبي مورد استفاده قرار مي گرفته است.ريتون هاي كشف شده شكسته هستند اما ريتوني كه سالم مانده و از بقيه بزرگتر است، نشان مي دهد تا چه اندازه هنرمندانه ساخته شده است. ريتون ها غالبا در مكان هاي مذهبي از قبيل پرستشگاه ها مورد استفاده قرار مي گرفتند اما ريتون هاي كشف شده در گوهر تپه داخل يك پيك (زباله داني) درون بخشي از يك معماري كشف شده اند.كشف مواد فرهنگي از قبيل سفال در اطراف معماري كشف شده نشان مي دهد اين ريتون ها متعلق به دوره عصر آهن (هزاره اول پيش از ميلاد) هستند اما تشخيص كدامين دوره عصر آهن نياز به مطالعه بيشتر ريتون ها دارد.همچنین ريتون ها بازگو كننده بخشي از عقايد مردم اين منطقه در گذشته است، اين پيكره ها نشان مي دهد كه مردم اين منطقه 3 هزار سال پپيش گاو نر و كوهان دار را پرستش مي کردند. تک نوازی تازه ترين كاوش هاي باستان شناسان در این محوطه، به كشف يك وسيله ناشناخته از جنس استخوان در كنار يك اسكلت منجر شد كه به اعتقاد برخي موسيقي دانان برجسته مازندراني به ساز قره ني شباهت دارد. اگر بررسي هاي باستان شناسان به اثبات اين ادعا بينجامد اين شي 3هزار ساله قديمي ترين ساز كشف شده در حاشيه درياي خزر خواهد بود. به اعتقاد باستان شناسان اگر فرضيه ی ساز بودن اين شي اثبات شود، تاريخ موسيقي در ميان ساكنان حاشيه درياي خزر دگرگون شده و 1000 سال ديگر به قدمت آن افزوده خواهد شد .اين شي از شاخ گوزن ساخته شده و به انتهاي آن يك ورق مفرغي با 7 عدد ميخ پرچ شده است. روي اين شي استخواني چند سوراخ ديده مي شود. هنوز بررسيهاي انسان شناسي روي اين اسكلتي كه اين شي كنار او بوده انجام نشده است اما با توجه به درشت بودن استخوانهاي اسكلت و وجود خنجر در كنار آن، باستان شناسان احتمال ميدهند اين اسكلت متعلق به يك مرد باشد. با اين حال براي اثبات اين نظريه ، نياز به نظر كارشناسي يك انسان شناس است. در كنار اين اسكلت النگو و گردنبند نيز پيدا شده است. همچنين در اطراف سر اين اسكلت يك نوار برنزي و يك ورق مفرغي قرار دارد.در كنار اين اسكلت ظرفي شبيه جام و يك پيمانه نيز قرار دارد.به گفته موسيقي دانان مازندراني با توجه به گزارش هاي مورخين، قديمي ترين تاريخ استفاده از موسيقي در حاشيه درياي خزر مربوط به زمان اشكانيان است. گوهر تپه تنها سايتي است که گروه سفال آن توانايي بدل سازي سفالينه هاي کشف شده را در محل کشف دارد. هم اکنون يک کوره سفال با مصالح سنتي در نزديکي کوره عصر آهن ساخته شده که مي تواند سفال ها را در اندازه هاي کوچکتر براي ارائه به بازديدکنندگان سايت تولید کند. چگونه گوهر تپه متروك شد؟ چه اتفاقی باعث شده است گوهرتپه از حالت شهري خارج شود و ديگر مکان زندگي مردم نباشد؟ گوهرتپه در چه زماني کاملا متروک شده است؟ مي توان حدس زد که يکي از دلايل متروک شدن اين منطقه، ساماندهي حکومت مرکزي در دوره هخامنشي باشد که در اواخر عصر آهن 2 رخ داده است. مي توان حدس زد که به دليل تمرکز مراکز قدرت دوره هخامنشي در منطقه فارس تمدن آرام آرام حول محور فارس شکل گرفت و تمدن هاي موجود در اين منطقه به مرور زمان از ميان رفت. از طرف ديگر وقتي قلمرو يک شهر کوچک مي شود، ديگر نمي تواند جمعيت منطقه را ساماندهي کند بنابراين مردم ناچار مي شوند دست به کوچ بزنند. اتوبان ساري- بهشهر بخش اعظمي از آثار اين تمدن را از ميان برده است. اما توپوگرافي تپه نشان مي دهد که گوهرتپه بازمانده شهر عظيمي است.دركشور ترکمنستان هر چه بيشتر به سمت غرب حرکت کنيد، مي بينيد فرهنگي که ديده مي شود متعلق به آن منطقه نيست و اين سوال را به وجود مي آورد که مرکز ثقل اين فرهنگ کجاست؟در اینباره می توان گفت: بخش شرقي مازندران و بخش غربي گلستان منشا اين فرهنگ بوده است. آثار و گورهاي به دست آمده در گوهرتپه در ارتفاع بسيار کمي از سطح زمين هاي زراعي قرار دارد به طوري که مي توان اطمينان داشت که برخي از آثار با شخم زدن زمين به راحتي از ميان مي رود.بدنه يک ظرف سفالين در يکي از ديواره هاي سايت موزه گوهر تپه قابل تشخيص است که علاوه بر گسترش زمين هاي اين سايت در زير مزارع اطراف، نشان دهنده ارتفاع بسيار کم کاوش هاي به دست آمده از سطح زمين هاي کشاورزي اطراف اين سايت است. تا کنون 3 هکتار از اين زمين ها خريداري شده اما متاسفانه شايد 50 درصد امکانات متعلق به عصر آهن در اثر خيش تراکتورها در زمين هاي کشاورزي اين ناحيه از ميان رفته است. با يک شخم آثار عصر آهن بر روي سطح قرار مي گيرد و مردم به آساني مي توانند اين آثار را جمع آوري کنند. وجه تسميه اين تپه نيز به همين نکته بر مي گردد که براحتي مي توان در اين زمين ها به اشياي باارزش دست يافت. ريشه هاي درختان مرکبات ظرف 5 سال مي تواند آثار تمامي دوره هاي موجود در محوطه هاي باستاني را تخريب کند. چون در هر 5 متر يک درخت کاشته مي شود و مي تواند آثار موجود در زير خاک را تا عمق 7 متر نابود کند. اين در حالي است که در بيش از 6 هزار متر از زمين هاي اطراف سايت موزه گوهرتپه درخت مرکبات کاشته شده است. چگونه گوهر تپه را حفظ کنیم؟ استفاده از تخصص باستان شناسان در گوهرتپه به توجه جدي تر مسئولين ميراث فرهنگي به اين سايت نيازمند است. گوهرتپه آنقدر ارزش دارد که هر قدر روي آن سرماگذاري شود باز هم كم است .محوطه سايت موزه گوهرتپه هم اکنون زير سقف بلندي قرار دارد که آن را از گزند باران حفظ مي کند اما اشيا و اجساد به دست آمده در اين سايت در معرض آسيب جدي قرار دارد. به عقيده كارشناسان نگهداري از گوهرتپه و حفاظت از آثار به دست آمده تنها با حمايت جدي سازمان ميراث فرهنگي ميسر مي گردد. با اين حمايت ها مي توان اميدوار بود که اين سايت موزه آسيبي نخواهد ديد. به گفته سرپرست كاوشهاي باستانشناسي گوهرتپه؛ قرار بود تپه باستاني گوهرتپه با پايگاه غارهاي باستاني ادغام شود و هر دو موضوع در قالب يك پايگاه ديده شود اما هنوز هيچ اقدام رسمي براي اين ادغام انجام نگرفته است. گوهرتپه تا كنون 4 فصل كاوش باستانشناسي را سپري كرده است و امروز به يكي از محوطههاي مهم كشور و هم رديف محوطههايي چون شهر سوخته، جيرفت، سيلك، و تپه ازبكي قرار گرفته است. اما هنوز به اندازه اين محوطههاي باستاني به آن توجه نميشود. كاوشهاي باستانشناسي نشان ميدهد كه گوهر تپه سهم زيادي در شكل گيري نخستين شهرهاي سرزمين ايران داشته و اكنون شهري 5 هزار ساله در درون اين تپهها مدفون است. اين تپه باستاني درست در مسيري قرار دارد كه غارهاي باستاني مازندران چون كوميشان، هوتو و كمربند نيز واقع شدهاند. باستانشناسان معتقدند انسانهايي كه در اين غارها زندگي ميكردند پس از خروج از غار به مرور باعث پيدايش گوهرتپه شدند. برگرفته از ؛ gohartapeh.blogfa.com |
صفحه نخست ¤
مازندران ¤
تاريخ طبري ¤گاهشمار طبري ¤ زبان محلّي ¤ ضرب المثل ها ¤ شهرستان ها ¤
آئين و رسوم محلّي ¤
اماکن مذهبي ¤
اشعار محلّي ¤
آلبوم تصاوير ¤نقشه استان ¤ فاصله راه هاي استان ¤ لينک ¤
ارتباط با ما ¤
کپي برداري از مطالب وب سايت با ذکر منبع بلامانع مي باشد
|